تبليغاتX
مفيد بدون

مفيد بدون

عنوان بصری

با توجه به اینکه در ایام شهادت امام صادق (ع ) قرار داریم . گفتم که از این بزرگوار برای شما مطلبی بنویسم  و وجودتان  را به نَمی از دریای وجود این عزیز سیراب سازم .

 در گشت و گذار کتابخانه ای به کتابی در مورد "عنوان بصری" برخورد کردم .

با توجه به اینکه از" عنوان بصری" مختصر چیزی می دانستم ، مشتاقانه پی این شدم ؛ تا بیشتر از یارِ امام و از این رهگذر در مورد حضرت صادق (ع ) بدانم .

شروع به خواندن کتاب از اولین صفحاتش کردم . به مطلبی که برایم جالب بود برخوردم که آن ، مقصود اصلی من از نگاره این متن است ......

..... عنوان در سن نود و اندی تصمیم گرفت که به محضر حضرت صادق شرفیاب شود تا از بیانات ایشان بهره مند گردد . در وهله و مرتبه اول حضرت با درخواست او موافقت نکردند .لیکن بعد از چند مرتبه که عنوان به حرم حضرت رسول رفت و از ایشان درخواستی مبنی بر پذیرفته شدن از جانب حضرت صادق ( ع )  داشت ، امام صادق حضور وی را به آستان خود پذیرا شدند .  

سوالی در اینجا پیش می آید که که چرا حضرت در بازگشت دوباره عنوان وی را به حضورشان قبول کردند ؟

 علت این امر آن روحیه ی پذیرش علم از طرف عنوان بود که سبب پذیرفته و پذیرش عنوان ، از جانب حضرت صادق آل عبا شد ........ نتیجه اینکه اگر به دنبال علم هستیم باید این روحیه را در خود تقویت کنیم تا صلاحیت دریافت آن را بدست بیاوریم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 18:12  توسط علي بداغ آبادي   | 

تاریکی و سیاهی در عرصه و جایگاه های گوناگونی ظهور و بروز پیدا می کند .خاصیتش این است که ،هر جایی جاری باشد انسان را از واقعیت دور می سازد .در بعضی جای ها علاوه بر دوری از واقعیت ،غیر واقع را برایمان واقع جلوه می دهد .در فضای انتخابی حال نیز چنین می باشد . با سیاه نمایی و تاریک نمودن اوضاع موجود ،خدمات و شایستگی دیگر افراد را زیر سوال می برند که نتیجه اش تزلزل در رای طرفداران و یا تغییر رای آنها به سوی خودشان می باشد .(بگذریم )

"تاریکی و سیاهی واقعیت را مخفی و انسان را از آن دور نگه می دارد."

نمونه بارز این واقعیت چند روز پیش برایم اتفاق افتاد .به همراه دو تن از دوستان برای دیدن فیلم "بیست"به سینما رفته بودیم . محیط سالن به جهت شروع نمایش آن تاریک بود .به حدی که دیدن پله ها ، صندلی ها و افراد به سختی قابل رویت بود .هر لحظه این امکان وجود داشت که به سبب ندیدن "چیزی" به زمین بخوریم .

پخش فیلم روال معمول خودش را پیش گرفته بود . من و دوستانم سرگرم دیدنش بودیم . بعد از گذشت ساعتی و فوت کردن پرویز پرستویی (با آرامش هر چه تمام تر ) فیلم تمام شد و محیط سالن با روشن شدن چراغ ها تغییر پیدا کرد . به شکلی که افراد ،صندلی ها و ........... قابل دیدن بود .

چند نقطه ای که گذاشتم کشف از کار یکی از آن دوستانم می کند که فضای تاریک سالن را یرای ریختن پوست تخمه هایش مناسب دیده بود . چنانکه ما با دیدن کار او متعجب شدیم .

"محیط سالن با روشن شدن چراغها تغییر پیدا کرد به شکلی که افراد ، صندلی ها ، پله ها و پوست تخمه های (ه)قابل دیدن بود "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 22:7  توسط علي بداغ آبادي   | 

یادی از فاطمه

 

این ساعات ، مصادف با شهادت شخصی بزرگوار است که نام او فاطمه میباشد، بدین جهت که پیامبر(ص)در مورد او چنین فرمود" إِنِّي سَمَّيْتُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّارِ "[1]

او اگر مرد بود نبى بود، اگر مرد بود به جاى رسول الله بود.[2]

یار دل آرای او میگوید: وقتى به خانه میآمدم و به فاطمه نگاه مى‏كردم تمام غم و غصه‏هايم بر طرف مى‏شد.

دوباره

چنین........ میگوید:  فاطمه هيچگاه مرا خشمناك نكرد.

                                                شهادتش بر شما تسلیت



[1] بحار /ج43/ص12/نرم افزار جامع الاحادیث

[2] زن در ديدگاه امام،/ص 56

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 9:16  توسط علي بداغ آبادي   | 

كلاه قرمزي

در اين پست يادداشتي از استاد عزيزم شهاب مرادي تحت عنوان درباره كلاه قرمزي تقديم شما ميكنم .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 11:34  توسط علي بداغ آبادي   | 

نكته ي "جرداقيه"

چند وقتيه كه شروع به خوندن كتابهاي ادبي (رمان و مانند آن )كرده ام .

آخرين موردي كه در حال مطالعه اش هستم "سرلوحه ها "ي رضا امير خاني است.

صفحه 66 اين كتاب گزارشي از ديدار با جرج جرداق مسيحي رو مطرح كرده كه بهتون

پيشنهاد خوندنشو مي كنم.

نكته اي برام جالب و تامل برانگيز بود كه از جانب يك مسيحي كتابهايي (نه يك كتاب )پيرامون شخصيت بزرگوار امام علي (ع)مانند : الامام علي- صوت العداله الانسانيه "امام علي (ع) صداي عدات انسانيت"، علي و حقوق بشر ،علي و انقلاب فرانسه ،علي و سقراط ،علي و عصر او ،علي و مليت عرب ،نوشته شده .اين در حاليه كه جناب (جرج جرداق)علي (ع) رو به عنوان امام قبول نداره .

اما . اما. اما ،خودش رو شيفته شخصيت انساني علي (ع) ميدونه.

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت 11:14  توسط علي بداغ آبادي   | 

ياداشتي بر " اخراجي ها"

از اونجائي كه خاطره و ذهنيت خوبي از فيلم اخراجي هاي 1 داشتم ،بر اين بودم كه هر چه زودتر اخراجي هاي 2 رو ببينم.

در اولين روز هاي سال نو همزمان با اكران اين فيلم مي خواستم به سينما برم .....اما نشد؟تا اينكه قبل از اتمام تعطيلات اين موقعيت پيش اومد كه بتونم با خانواده ام به ديدن اين فيلم برم.

چند نكته از ديدن اين فيلم در ذهنم نقش بست كه اونها رو با شما در ميون ميگذارم تا من رو از نظرات گرانبارتون بهره مند كنيد.

1- اين فيلم به ما آدمهاي مذهبي ( اين لفظ طبق اونچه كه در بين مردم عرف است آورده شده ) اعم از روحاني ، بقال ، معلم ،و..... يك الگوي رفتاري ارائه كرد.

اينكه در برخورد و مواجهه با افرادي كه كمي (ظاهر و رفتارشون )با ما فرق ميكنه ،نرم خو و خوش رفتار باشيم .-در قسمت اخراجي هاي 1 نيز اين مطلب صادق است-

2- اين فيلم در اين قطعه سعي بر ، بر انگيختن حس ملي و يا به عبارت ديگر حس وطن دوستي و وطن پرستي رو داشت.

3-قالب انتخابي براي انتقال مفاهيم ارزشي در اين فيلم "طنز " بود . كه جاي بسي اهتمام در اين دوره و زمانه داره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 8:54  توسط علي بداغ آبادي   | 

اعلام حضور در عرصه ي وبلاگ نويسي

با سلام خدمت دوستان عزيز و گراميم

ايام خجسته ي نوروز رو به شما تبريك ميگم و آرزو ميكنم كه در همه ي ساعات اين ايام و بعد اون خوش باشين .

از اونجائي كه من تازه به اين عرصه پا گذاشتم ،لطفا من رو راهنمائي كنيد تا بتونم وبلاگي مفيد براي همه افراد كره خاكي كه اين زبون را ياد دارن داشته باشم .

با تشكر فراوان

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 9:0  توسط علي بداغ آبادي   |